نیا باران، زمین جای قشنگی نیست

 

من از جنس زمینم خوب میدانم

 

که گل در عقد زنبور است ولی یک طرف سودای بلبل

 

یک طرف بال و پر ،پروانه را هم دوست می دارد.

 

نیا باران پشیمان میشوی از آمدن

 

زمین جای قشنگی نیست

 

در ناودان ها گیر خواهی کرد

 

من از جنس زمینم خوب میدانم

 

که اینجا جمعه بازار است

 

ودیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

 

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند

 

در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند

 

نیا باران زمین جای قشنگی نیست...

 

نیا باران

 

            نیا باران

 

                        نیا باران